یا حسین غریب مادر
نـــه از میم مادر نــه از میم مرگ نــه آنگونه که می گویند : نـه از سین ِ سنگ نـه از کاف کوه من مَردم من الف از جنس احساسم من سین از جنس سکوتم آری من مَردم ... ولی نه از سین سنگم نه از کاف کوه من از تمامی الف های احساس با شکوهم من از هـ ِ دو چشم همه تا میم حرفِ مَردُم تبرئه ام من مَردم نـه به تلقین میم حرفِ مَردُم بلکه به تلقین الف آسیاب تا به تلقین الف آرد گندم من از شمال تا جنوب از غرب تا شرق حتی تا پارافین سوخته ی شمع من مَردم تا میم مرگ ...! . . تولدم مبــــــــــــــــارکـــــــــــــــــــــــــــــــــ حافظا بگذار ساده بگویم
ما يرضينـــي
و احــلامي ضايــعة
بين ايديـــك
بــدون ما تحلميـــن
اطيــــــــر
في احلامــــج...!
.
.![]()
![]()
![]()
![]()
خواب من تعبیر تو بود
حافظا
راه من تصویر تو بود
حافظا
راز من ترکیب تو بود
شعر تو تکبیر من بود
حافظا
فال تو تدبیر من بود
حافظا
سال تو تغییر من بود
.
.![]()
فالی گرفتم
آهی کشیدم
تنهایی چشیدم
سوختم
... نه از داغ بودن قهوه
بلکه از فالی که گرفتم
بی نو نشستم
کنج پارک
تنها
خسته
دلشکسته
باز آهی کشیدم
نه از تنهایی
بلکه از قهوه ایی که
نفهمیدم
تلخ بود یا که شیرین
دیدم
دستم در دستت دستت در دست دیگری
زیبا بود
حس با تو بودن تو را نداشتن
آه از این فال
نمی خواهم
نه قهوه ایی نه فالی
این باشد اخرین فنجان قهوه ی من![]()
قهوه ایی که خوردم تلخ نبود
از بس نبودنت را زمزمه کرده بودم
قهوه به دهنم تلخ نشست ![]()
نوک مداد را تراشیدم
زندگی کردم
زندگی ام شد
پر از املا های غلط
معلم های زندگی ام
ندانستند
با مداد نوشته ام زندگی ام
نمی دانستند
پاک کن را همراه دارم
من حقیقت را نوشتم
آنها از حقیقت ترسیدند
تمام املا هایم را
صفر گرفتم...!
.![]()
چه بخواهی چه نه
غربت دیده ام
چه بخواهم چه نه
آریاییم
وطن پرستم
چه بخواهند چه نه
احساسم
تنهاییم
ارزانی ام
سرای من
بهشت من
سرشت من
سرای من
به همه آریایی ها بگویید :
روزی در وطن سر به خاک خواهم نهاد
چه بخواهند چه نه
آریاییم ..
.
.![]()
![]()
![]()
| Design By ParsSkin.Com |









